چند خبر

خبر خوب اینکه تو رای گیری صندلی داغه 53 نفر رای دادن.  

خبر دوم اینکه دقیقا یه هفته وقت دارید سوالاتونو بپرسید ( تو نظرات پست بعدی ، فقط ناموسی نپرسید  !!! )

خبر بعدی اینکه من یه یه ماهی نیستم ، پس از دوهفته دیگه که میرم هر چی به اسم من دیدید کذبه!!!  

 

خبر آخر قراره چند نفر دیگه هم به نویسنده ها بپیوندند!بعداً اسمشونو میگیم! 

تشخیص هویت ۳

هادی سرافراز کدومه؟ 

 

 

 

 

گله

بچه ها نمیخوام  فکر کنید کم آوردیم ، اما همه ی ما اینجا برای سر بلندی مهندسی شیمی تلاش میکنیم (( call dalil( gele , natije) و از همه انتظار پشتیبانی داریم . اگه شما با بازدید ، نظر  و مطلب ما رو پشتیبانی نکنید ما هم انگیزه ی خواص دیگه ای نداریم (نکه اصلا انگیزه نداریما !!!)  

 

 از حمایت شما متشکریم  

 

 

 

(subroutin dalil (gele , natije 

 اول ترم اول مکانیکا هی سرکوفت میزدن که 

( ' open ( file = ' c : \ khatere . ahhhh  :: نگاه کنید شیمی ها وبلاگ ندارن 

بعد ما این وبلاگ رو با شش پست که متاسفانه فقط پست 2 و پست 4 و  پست 6 باقی مانده اند راه اندازی کردیم  

حالا در وبلاگ مکانیکا تخته و وبلاگ ما پرقدرت تر شده  

return 

end

نجوای نبوی

ز سر بیرون نخواهم کرد سودای محمد را
نمی‌گـیـرد خـدا هـم در دلـم جـای مـحمد را  

پس از عمری که چون پروانه بر گـِرد علی گشتم
در ایـن آیـیـنــه دیـدم نـقـــش ســیـمـای مـحـمد را 

به بینایی امـیر عرصه تجریـد خواهی شد
کنی گر سرمه‌ات خاک کف پای محمد را 

جهان را سر به سر آیینه روی علی دیدی
علی خود آینه ست ای دل تماشای محمد را 

محمد من رأی گفت و موسی لن ترانی دید
چه در دل داشت عیسی جز تمنای محمد را 

شـبی کآفـاق را آیینـه روی خدا دیـدم
خدا می‌دید در آیینه سیمای محمد را 

چطور آخر همین گوشی که جز دشنام نشنیده ست
شـنـیـــد آخــر به جـان لــحـن دل آرای مـحمد را 

چه باید گفت از آن شب، آن شب قدس اهورایی
که مـن بـا خـویـشـــتـن دیـدم مـدارای مــحمد را 

که می‌داند که یوسف با همین آلوده دامانی
شنیـــد آخـر نـدای گرم و گیــرای مــحمد را 

شب صبح ازل پیوند رؤیایی تو می‌گویی  
همین من دیـدم آیا روی زیبـای محمد را 

سگ کوی علی هستم ولی دزدانه می‌بینم
علی بر سینه دارد داغ سودای مـحمد را

 یوسفعلی میرشکاک 

آنچه گذشت

    ترم دوم هم خوب یا بد ، زشت با قشنگ ، پاس یا مشروط تموم شد.  

اما حمایت (!!!) شما از ما: 

صندلی داغ

    این که هنوز تکلیفش مشخص نیست ، احتمالا 75% رای صحیحه ، 15% رای تکراریه ، و 15% هم رای وبگردا هست ؛ که ما همه رو میپذیریم  

    امید وارم که همه همت کنید و تا آخر همین هفته رأی هاتونو بدید تا برای هفته دیگه شروعش کنیم! 

  

 

 

تشخیص هویت2

    این یکی که ظاهرا تابلو بود ولی حمایتش ( ) خوب بود! انشاالله بعدی رو سختتر میدیم!

 

 اگه عکسو ندیدید بدونید با رای بالایی

  

 

 

اما تشخیص هویت 1 یا  فرد مشخص شده چه کسی است؟ 

 

جواب ها پراکنده بود! ( اما cinderella فقط دو رای دارد!!! ) : 

 

 

اگه عکسه لود نشد بدونید sindel رای آورده!

 

 

 از این هفته به بعد هر نظر سنجی ، تشخیص هویت ، رای گیری ، صندلی داغ و ...  فقظ یک هفته در جریان است !!! 

 

 با تشکر از حمایتتان 

همتتان بلند 

تشکر

وقتتونو نمی گیرم فقط می خواستم یه تشکری از همه ی کسانی که در برگزاری اردو ما رو همراهی کردند بکنم و یه گله از اون آدم بَدایی که صبر ندادند تا باهم ناهار بخوریم (بچه های پای منقل خیلی ناراحت شده بودند) 

  ( و البته  از اونایی که فقط سیبیل دارند ) 

ادامه مطلب ...

اردو

سلام بچه ها   

      با آرزوی قبولی طاعات و عبادات و واحد ها و ترمهای همگی! 

طبق آخرین هماهنگی به عمل آمده انشاالله روز شنبه مورخ چهارم تیر نود ساعت هشت صبح به سمت پالایشگاه همراه با صرف ناهار حرکت خواهیم کرد.هزینه هر نفر (در صورت لزوم) از دو هزار تومان بیشتر نخواهد بود ؛ پس یه دو تومنی همراهتون باشه!!! اگه تمایل داشتید با هماهنگی قبلی چند نفری هم زیرانداز بیارند ، با هماهنگی قبلی! 

من الله توفیق 

 


سلام ، خدا قوت

بچه ها برای داشتن آمار دقیق برای اردو شنبه نیازه بدونیم کیا نمیان ؛ برای همین از همه ی کسانی که نمیان میخوام همین الان تو نظرات اسمشون بنویسن .  

ایمیلتون (تو قسمت مشخصات) یادتون نره وارد کنید!!! 

 

حتما بخونیدش

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

سلام بچه ها تا یادم نرفته بگم امشب(شب عید) ساعت ۱۱ یه ماه گرفتگی کامل میشه!!! 

خیلی خفنه ، ماه شب چهارده کامل میگیره! 

 

نماز آیاتش رو هم سریع تا قضا نشده بخونین! 

 

 

                                                                                                    ستاد حال گیری 

من زنم یا مرد؟


خونه مشغول کاربودم که دخترم بدو بدو اومد و پرسید .دخترم : مامان تو زنی یا مردی ؟

من : زنم دیگه پس چی ام ؟

دخترم : بابا ، چی اونم زنه ؟

من : نه مامانی بابا مرده .

دخترم : راست میگی مامان ؟

من : آره چطور مگه ؟

دخترم : هیچی مامان ! دیگه کی زنه ؟

من : خاله مریم ، خاله آرزو ، مامان بزرگ

دخترم : دایی سعید هم زنه ؟

من : نه اون مرده !

دخترم : از کجا فهمیدی زنی ؟


                                                                                            ادامه در *ادامه مطلب* 

ادامه مطلب ...

مبانی

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.