X
تبلیغات
نماشا
رایتل
مهندسی شیمی۸۹ دانشگاه شیراز (ChE)
آخرین مطالب
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 66840
سه‌شنبه 25 مرداد‌ماه سال 1390 :: 17:28 :: نویسنده : آقا سید مرتضی

همان‌طوری که مادر حدس زد شد
پدر آمد به شهر و نابلد شد

به شهر آمد، بساط واکس واکرد
نشست آنجا که معبر بود، سد شد

پدر را شهرداری آمد و برد
بساطش ماند بی‌صاحب، لگد شد

پدر از معضلات اجتماعی است
که تبدیل‌ِ به شعری مستند شد

و بعد آمد کوپن بفروشد اما
شبی آمد به خانه گفت بد شد

دوباره ریختند و جمع کردند
خطر از بیخ گوشم باز رد شد

پدر جان کند و هی از خستگی مرد
نفس در سینه‌اش حبس ابد شد

به مادر گفت من که رفتم اما
همان‌طوری که گفتی می‌شود شد

به یاد روی ماهش بودم امشب
نشستم گریه کردم جزر و مد شد

مریم آریان